http://upload.iranblog.com/2/1204407468.gif
كتاب بیست «   
لینکدونی
کتابشناسی زن و دفاع مقدس (- کلیک) معرفی 20 کتاب درباره فلسطین (- کلیک) كتاب شناسی مساجد (- کلیک) فهرست كتابهایی كه قبل از مرگ باید خواند (- کلیک) کتابشناسى صحیفه سجادیه (- کلیک) كتابشناسی باغ ایرانی (- کلیک) كتاب شناسی ومقاله شناسی امام رضا(ع) -- قسمت دوم (- کلیک) كتاب شناسی ومقاله شناسی امام رضا(ع) -- قسمت اول (- کلیک) مطالبی پیرامون سفرنامه نویسی (- کلیک) كتاب شناسی(138) سفرنامه - قسمت دوم (- کلیک)
آرشیو لینک ها

گفتگو با بلقیس سلیمانی، درباره كتاب آخرش " بازی عروس و داماد "

  باید بخندیم ، در این جهان و بر این جهان
بلقیس سلیمانی متولد 1342 در شهر کرمان و دانش آموخته كارشناسی ارشد فلسفه از دانشگاه تهران است. او با كتاب «بازی آخر بانو» (رمان برگزیده چهارمین دوره جایزه ادبی اصفهان) مورد توجه نویسندگان و دوستداران داستان بلند قرار گرفت. پس از آن در پاییز امسال كتاب «بازی عروس و داماد» را روانه بازار كرد كه در مدتی كوتاه به چاپ سوم رسید و با اقبال خوب مخاطبانش مواجه شد. این كتاب دارای بیش از شصت طرح داستانی و دومین جلد از سه گانه اوست. سه گانه ای كه به گفته «بلقیس سلیمانی» با انتشار كتاب «خاله بازی» تكمیل می شود. به مناسبت انتشار كتاب «بازی عروس و داماد» به سراغ این نویسنده رفتیم و با او درباره جنبه های مختلف داستان هایش به گفت وگو نشستیم. بلقیس سلیمانی هم اكنون مدیرگروه مطالعات فرهنگی و فرهنگ عامه شبكه رادیویی فرهنگ است و تاكنون چند عنوان كتاب پژوهشی و حدود هفتاد مقاله در زمینه نقد و ادبیات داستانی به ثبت رسانده است.
 پس از انتشار كتاب «بازی آخر بانو» نام شما به عنوان یك نویسنده داستان بلند مطرح شد. چه شد كه به یك باره به سمت فلش و داستان كوتاه رو آوردید؟

وضعیت شغلی من طوری است كه نمی توانم بروم بنشینم «رمان» بنویسم. من صبح سركار می روم و عصر به بچه هایم می رسم.
سوژه هایی در ذهنم بود كه فرصت نوشتنشان به شكل رمان را نداشتم. البته من داستان كوتاه نویس نیستم و تا پیش از این تجربه اش را نداشته ام. می خواستم سوژه های داستانی و حرف های فلسفی را در یك قالب قابل اعتنا به مخاطبانم عرضه كنم. این داستان ها را ظرف مدت دو هفته در محیط كارم نوشتم. ذهنیتی هم نداشتم كه دارم داستان «فلش» می نویسم یا «مینی مال».

 داستان های خودتان را بیشتر در دایره «فلش» می بینید یا «مینی مال»؟
 اگر بخواهم «مینی مال» را تعریف كنم خیلی نظری می شود. برخی از داستان های من به «مینی مال» پهلو می زنند و برخی ویژگی های «فلش» را دارند. ولی قائل به این نیستم كه یك تقسیم بندی مشخص داشته باشم.
 در «بازی عروس و داماد» می بینیم كه بارها از واژه «بازی» استفاده كرده اید. چه در عنوان و چه در متن كتاب. در داستان های «شازده» و «بازی عروس و داماد» بر موضوع «حركات نمایشی بی محتوا» تاكید كرده اید. در مجموع در داستان های شما با شخصیت هایی مواجهیم كه میل به خودنمایی دارند.
 همه آدم ها میل به خودنمایی دارند. فرهنگ و تمدن آدمی به این دلیل پدید آمده كه آدمی می خواسته است خودش را نشان دهد. میل به خودنمایی علم و فرهنگ می سازد. این یك ویژگی آدمی است. قواعد بازی خیلی وقت ها توسط ما تعیین نمی شود و بازی همیشه مطابق قواعد پیش نمی رود. گاهی وقت ها كسی قواعد را می شكند و مسیر بازی را عوض می كند. مثلا در داستان «نمایش» قصه خانواده ای را می بینیم كه قرار است متهمی را اعدام كنند و خانواده مقتول درصدد بخشش او هستند اما این ماجرا تا زمان اعدام پیش می رود و خانواده مقتول موفق نمی شوند جلوی اعدام را بگیرند. در واقع هركس میزانسن خودش را می چیند. اما دستی، بازی دیگری را وارد این نمایش می كند و غالب می شود.
 چرا بیشتر داستان ها را با لحنی تلخ روایت كرده اید. به نظر می رسد این لحن بیشتر به درونمایه هایی كه انتخاب كرده اید، مرتبط می شود.
 من لحن تلخی دارم و این تلخی نتیجه نوعی نگرش نسبت به جهان است. این طور نیست كه من بخواهم ادا دربیاورم. من معتقدم جهان آن قدر كه فكر می كنیم «مأمن امنی» نیست. جهان یك پرتگاه است. جایی است كه اگر جهنم نباشد، چیزی از جهنم كم ندارد. این تلخی نتیجه آن نگاه است.
 در عین حال در برخی از داستان ها نیز تلاش كرده اید تا روایت خیلی آزاردهنده نباشد.
 سعی كردم زهر این تلخی را با یك لحن طنز بگیرم. تحمل جهان سخت است، مگر این كه نگاه شما به هستی كمی طنزگونه باشد. ما نه در این جهان كه بر این جهان هم باید بخندیم. من همیشه احساس می كنم جهان تراژیك كمیك است یعنی ملغمه ای از این دوتاست.
 داستان های این كتاب به گونه ای مستقیم بدون پیچیدگی روایت می شوند. چطور شد كه تصمیم گرفتید زبانی ساده و روان را انتخاب كنید؟
 همیشه مدنظر داشتم به گونه ای بنویسم كه مخاطبانم را ناراحت نكنم. زبان برای من مهم است و پیوند تنگاتنگی با بقیه عناصر داستانم دارد. یعنی اگر بخواهم داستان اندیشه محور و وهم گونه بنویسم، احتمالا این نثر را نخواهم داشت. وقتی یك داستان طنزگونه با بن مایه های رئال می نویسم، این داستان نثر سرراستی را می طلبد. نثر همواره باید هم خوان با كل فضای داستان باشد.
 به نظر خودتان می شود «بازی عروس و داماد» را در ردیف «داستان های عامه پسند» جای داد؟ این مسئله برای شما ناراحت كننده نیست؟
 كتاب من نیمه مهر ماه پخش شد و الان به چاپ سوم رسیده است. ابدا ناراحت نمی شوم كه بگویند كتابم عامه پسند است. به همین قصد نوشتم كه همه آن را بخوانند. من به عنوان یك عضو از خانواده رادیو، به تاثیر از این رسانه می خواستم یك كتاب «پرتابل» یا همراه بنویسم. كتابی كه همه جا قابل استفاده باشد و وقتی وارد خانواده می شود، اكثر اعضای خانواده آن را بخوانند و هركس به فراخور موقعیتش چند داستان از آن را برگزیند.
 در پشت جلد كتاب نوشته شده است: نویسنده «به مرگ و شوخی های آن» فكر می كند. چگونه به این نگاه رسیدید؟
 آن یادداشت آخر را ناشر نوشته است. جدی ترین مسئله آدمی مرگ است. به نظرم مرگ بخش های كمیك زیبایی هم دارد. در داستان «نادرترین گور جهان» می بینیم آدمی كه در حد اسطوره است، مرگ جدی اش تبدیل به طنز می شود. مرگ آن قدر كه فكر می كنیم تراژیك نیست. یك كمی شوخناك است. با این حال «مرگ» به شكل وحشتناكی برای بشر لازم است. ما در مرگ زاده می شویم و مرگ است كه به زندگی و فرهنگ و تمدن ما شكل می دهد.
 شخصیت های زن شما اغلب قداست كلیشه ای داستان های زنانه را ندارند. در داستان هایتان با شخصیت های زن فریبكار (گل)، زنان خیابانی (مثل سیمون دوبوآر) و... مواجهیم. این زنان چگونه وارد داستان های شما شدند؟
 برای من «زن» با تمام خصلت هایش یك انسان است. مثل هر آدمی خصلت های مثبت و منفی زیادی دارد. یك كتاب دیگر هم به اسم «خاله بازی» با موضوع زن زیر چاپ دارم.
من نظرم این نیست كه زن ها همواره اثیری و فرشته صفت هستند. درست است كه ادعا كردم، «زن» در اقلیت است. اما نباید ضعف هایش را نادیده بگیرم. زن هم در كنش های مختلف واكنش های مختلفی نشان می دهد. وقتی به عنوان یك شخصیت داستانی نگاهش می كنی او را در قالب ژانر و فضای داستان قرار می دهی و این عوامل هستند كه شخصیت را می سازند. داستان جای قداست پروری نیست، داستان به شكل وحشتناكی زمینی و محصول عصر آدم شكاك امروز است. قرار نیست در آثارمان شخصیت های قدیس بپرورانیم.
 زنان به نسبت مردان علاقه بیشتری به داستان نویسی نشان می دهند این مسئله از كجا ناشی می شود؟
 من یك مقاله نوشته ام درباره این كه «چرا زن ها می نویسند». دلایل متفاوتی دارد. یك دلیلش شرایط اقتصادی و وضعیت اشتغال در ایران است. مولفه های دیگر مثل «جست وجوی هویت» نیز تاثیرگذارند. زن های ما با نوشتن می خواهند خودشان را اثبات كنند. می خواهند بگویند كه وجود دارند. نوشتن شیوه خیلی كم خرجی است. نمونه های خیلی خوبی در این زمینه داریم. گاهی وقت ها نویسنده در جست وجوی این كه «من كیستم» وضعیت اجتماعی و خانوادگی اش را واكاوی می كند و تا افسانه ها و اسطوره ها پیش می رود.
 چرا زنان در داستان هایشان بیشتر درباره حقوق برباد رفته خودشان می نویسند. اما نویسندگان مرد این گونه نیستند؟
 خیلی طبیعی است. آدم ها دو نوع نیاز اولیه و ثانویه دارند. شما تا شكمتان سیر نباشد و پوشاك نداشته باشید، به آزادی بیان فكر نمی كنید. وضعیت زنان ما این حالت را دارد. اول باید ثابت كنیم ما زن و آدم هستیم و جنس دوم و جزو اقلیت ها نیستیم. در خبرها وقتی یك «هواپیماربا» هواپیما را می رباید می گویند زنان و كودكان را آزاد كرد. این یعنی از نظر حقوقی ما در اقلیت هستیم. زنی كه جنس دوم حساب می شود، باید ابتدا ثابت كند كه آدم است. باید درباره خودش بنویسد. اصلا مشكل ما زنان نویسنده این است كه جهان بر پایه عدالت بنا شده یا نه. این مشكل فیلسوفان مرد است. خیلی آرمان طلبی است فكر كنیم زنان باید درباره نیازهای بشری بنویسند. هر نویسنده ای باید از جهان خودش بنویسد. من جهان زنان را بهتر می شناسم. چه لزومی دارد درباره امیال و خواسته های جهانی كه نمی شناسم بنویسم.

فیلم نگار
http://filmneggar.blogfa.com/8611.aspx



نظر
نویسنده: محمود موحدان | تاریخ ارسال: چهارشنبه 8 آبان 1387 | ساعت ارسال:03:47 ب.ظ | دسته: معرفی زنان نویسنده ,
لینک این ارسال: /post/985
این ارسال در - ساعت - ویرایش شد.

Festival.Fws.ir
جستجو (خروج)


آرشیو ماهانه
بهمن 1388 (41)
دی 1388 (63)
آذر 1388 (64)
آبان 1388 (46)
مهر 1388 (93)
شهریور 1388 (109)
مرداد 1388 (87)
تیر 1388 (62)
خرداد 1388 (148)
اردیبهشت 1388 (161)
فروردین 1388 (87)
اسفند 1387 (86)
بهمن 1387 (53)
دی 1387 (51)
آذر 1387 (71)
آبان 1387 (92)
مهر 1387 (34)
شهریور 1387 (16)
مرداد 1387 (3)
تیر 1387 (22)

نویسندگان و ارسال هایشان
محمود موحدان (2282)

آرشیو موضوعی
استبداد ودیكتاتوری (17)
حقوق زنان و كودكان (15)
درباره مطبوعات (33)
روزنامه نگاران ایران (56)
سینما و ادبیات (79)
ادبیات عراق (17)
ادبیات افغانستان (81)
عمومی (14)
معرفی کتاب (137)
معرفی کتاب کودک ونوجوان (142)
معرفی کتاب داستان ورمان (257)
معرفی کتابهای دینی (59)
مقالات ادبی وفرهنگی (15)
نقدکتاب (3)
خواندنیها (60)
گفتگوبانویسندگان (76)
زندگینامه نویسندگان (119)
ادبیات دفاع مقدس (172)
ادبیات عامه (10)
آموزش (21)
معرفی زنان نویسنده (180)
نمایشنامه نویسان ایرانی (61)
تاریخ معاصر (106)
معرفی مترجمان (114)
معرفی سفرنامه ها (69)
تاریخچه كتاب و كتابخانه درایران (4)
شاعران دیار ما (331)
داستان (48)
نقاشان ایرانی (30)
کتاب شناسی (25)

عضویت در خبرنامه

نظرسنجی

آمار وبلاگ

بازدیدهای امروز:
بازدیدهای دیروز:
همه ی بازدید ها:
همه ی ارسال ها:
همه ی نظرات:
ایجاد سند: - ثانیه

بایگانی
نگاهی به کتابِ مشروطه ی ایرانی
معرفی دو كتاب از کلود عداس
كتاب اروپا از دوران ناپلئون/دیوید تامسن
كتاب شناسی انقلاب اسلامی
از ماشین دودی ناصرالدین شاه تا بنز الگانس /خسرو معتضد
دمی با اسد بدیع طبیب آواز خوان وشاعر
«تاج‌های زنانه» مجموعه‌‌ای سه جلدی است دربارۀ زنان با نفوذ عصر پهلوی
خسرو معتضد عاشق تاریخ
مه ناز یوسفی شاعر ومترجم
«اره برقی خاموش است» رمان جدید حسن بهرامی
مجلهٔ کاوه، به مدیریت سید حسن تقی زاده
تهران مخوف رمانی از مرتضی مشفق کاظمی
کیمیای سعادت» به‌روایت «محبوبه میرقدیری»
تهران مخوف اثر مشفق کاظمی
سفرنامه حج ( 1310 ق ) حاجی سلیم خان تکابی

لینکستان
قالب های حرفه ای برای وبلاگ
گنجینه ادب پارسی
آکادمی فانتزی
جیره كتاب
کرم کتاب
آرش نور آقایی
توپ مرواری
سل تی تی
سه نقطه
اهنگ.عکس.مقاله.کتاب.و
رماندوست
دانلود رایگان كتابهای كامپیوتری
آذرمهر - ضحی
پارس بوک
چراغ های رابطه
دانلود کتاب های کمیاب
داستان های کوتاه
گروه فرهنگی هنری بی تا
یادداشتهای کتابدار کتابخانه جنگ
انجمن دوستداران فهیمه رحیمی
جزیره دانش
ادب آباد
کتاب شعر
پاگرد
آسمانه (رضا آشفته)
از هر دری سخنی...
تازه های ادبی
قصه های من و کتابام
از رویاهای كودكی ام ...
ایران سرود (منصور یاقوتی)
باشگاه کتاب
كتاب بیست - طراح قالب: محمد ماهی دشتی