http://upload.iranblog.com/2/1204407468.gif
كتاب بیست «   
لینکدونی
کتابشناسی زن و دفاع مقدس (- کلیک) معرفی 20 کتاب درباره فلسطین (- کلیک) كتاب شناسی مساجد (- کلیک) فهرست كتابهایی كه قبل از مرگ باید خواند (- کلیک) کتابشناسى صحیفه سجادیه (- کلیک) كتابشناسی باغ ایرانی (- کلیک) كتاب شناسی ومقاله شناسی امام رضا(ع) -- قسمت دوم (- کلیک) كتاب شناسی ومقاله شناسی امام رضا(ع) -- قسمت اول (- کلیک) مطالبی پیرامون سفرنامه نویسی (- کلیک) كتاب شناسی(138) سفرنامه - قسمت دوم (- کلیک)
آرشیو لینک ها

یاد داشتی بر کتاب هزار خورشید تابان نوشته ی خالد حسینی

شراره جمشید خالد حسینی از فضایی مدرن به وضعیت فضای سنتی کشور خود می پردازد و بر خلاف اغلب نویسندگان مدرنیسم ادبی که اعتنایی به مسایل اجتماعی و تغییرات تاریخی جامعه ی خود ندارند ، گرایش خود را در مواجهه با باورهای فرهنگی و معیار های اجتماعی عرضه می کند و ابعاد مختلف فرهنگ و سنت را در جامعه ی افغانستان به چالش می کشاند . ناگفته نماند که در دوره ی زندگی خالد حسینی از بدو تولد تا کنون افغانستان دستخوش رویدادهای بسیاری بوده است .
نویسنده با وجود این که مرد است برای نزدیک شدن به حقیقت و دیدن زوایای مخفی احساسات ظریف زنانه ، نهایت تلاش خود را نموده است . زنانی که تحت تکفل بی چون و چرای مرد سالاری قرار می گیرند .
زندگی شخصیتهای داستان در فضایی آکنده از سرکوب و نا امنی و در شرایطی که شهر وندان از حقوق برابر و حتی معمولی ترین حقوق اولیه ی خود محرومند ،می گذرد.
نویسنده بهترین گزینه را برای آغاز داستان خود انتخاب می کند که این ، نهایت زیرکی وی را می رساند و انگیزه ی قوی برای پی گیری داستان به خواننده می دهد .
روان شناسی عمیق انسانی و لحظه های بکر ذهنی و اتفاقات روز مره ی شخصیت های داستان به زیبایی و در عین سادگی در متون داستان گنجانده شده است .
زنانی تنها و سرخورده که در تنهایی عمیق خود غوطه ورند . ( مریم ) شخصیت اول داستان ثمره ی رابطه ای خارج از عرف و شرع مردی بنام ( جلیل ) با مادرش می باشد و انگار که او و مادرش تمام کفاره ی این گناه شرعی را باید بپردازند . مادری که  خود را مقصر می داند و مدام این جمله را تکرار می کند  :
(( انگشت اتهام مردها ، همیشه رو به زنها نشانه می رود ))
خالد حسینی کوتاه و لیکن گویا و سنجیده  و با اجتناب از گزافه گویی ، وضعیت این زن را روایت می کند و تمام دریچه های خشم و نفرت و ندامت زن (( مادر مریم ))
را برای خواننده می گشاید . زنی که عاقبت خود کشی می کند .
اینجاست که خواننده به همراه ( مریم ) قدم به قدم گام بر می دارد و حالات و احساسات وی را بیش از سایر شخصیتهای داستان در ذهن و عین خود تداعی می کند .
نویسنده در القا کردن جا بجایی مکانی نیز با هوشیاری عمل می کند .
(( مریم )) 15 ساله به عقد (( رشید )) 45 ساله در می آید و همان روز از هرات راهی کابل میشود و تنهاتر از همیشه با ذهنی درگیر همخانه ی مردی میشود که نامش همسر است .
(( رشید )) نمونه ی کامل مردی سنتی ست .
مردی که زنش را با برقع می خواهد محافظت کند و تمامی کار آیی زن را در انجام وظایف زناشویی و خانه داری محدود می کند و (( مریم )) نمونه ی تمام عیار زنان بسیاری ست که ناملایمات ، تبعیض ها و ظلم را بدون اعتراضی بر دوش می کشد و هرگز خواسته ای ندارد .

حتی زمانی که در کمد همسر خود مجله ای پر از تصاویر برهنه ی زنان را می بیند و دچار تردیدها و پارادوکسها یی می شود. به یاد می آورد که (( رشید )) مدام می گوید :
یک زن و صورتش فقط متعلق به همسرش می باشد از خود می پرسد :  پس این زن های برهنه چه ؟
آنها هم همسر یا برادر یا پدر که دارند ، پس چرا (( رشید )) به من می گوید :
خودت را بپوشان در حالی که خودش به عورت خواهر و همسر مرد های دیگر نگاه می کند .
و بلافاصله خود را توجیح می کند که : هر چه باشد (( رشید )) مرد است و نیاز رشید با او یعنی (( مریم )) متفاوت است .
و از سوی دیگر (( جلیل )) پدرش را بیاد می آورد که همسر سه زن بود و در عین حال با مادر (( مریم )) نیز رابطه داشت و دست آخر ((مریم)) حرام زاده را به عقد رشید در می آورد تا مکلف به سرپرستی وی نباشد . و باز به خود دلداری می دهد که عاقبت با این که نازاست ، مونس خوبی برای همسرش رشید خواهد شد ، انگار که باور کرده است که ، زن خوب زنی است که تقاضایی نداشته باشد .
شخصیت دیگر داستان (( لیلا )) ست و زندگی وی را نویسنده از 9 سالگی به بعد شرح می دهد :
((لیلا)) پدری تحصیل کرده دارد و خود نیز به مدرسه می رود و نویسنده در این جا به وضعیت سیاسی افغانستان اشاره می کند  :  معلم(( لیلا ))در حین تدریس به تبلیغ کمونیسم می پردازد و حال و هوای روزهای اشغال افغانستان توسط روس ها تصویر می شود .
((لیلا)) پدری دارد که به او می گوید :
افغانستان به تو هم به اندازه ی مردها نیاز دارد ، حتی شاید بیشتر . چون یک جامعه هیچ فرصت موفقیتی نصیبش نخواهد شد مگر آن که زنانش با سواد باشند .
و ((لیلا ))نیز می خواهد همانند پدرش تحصیل کند و به بهترین نحو دروس خود را می خواند .
زندگی روزمره ی(( لیلا ))و همبازیش ((طارق ))که در 5 سالگی یک پایش طعمه ی مین شده است و ((مادر لیلا)) که پس از شهادت دو پسرش افسرده می باشد  شرح داده می شود .
((لیلا )) و (( طارق )) بزرگ و بزرگتر شدند و افغانستان روی آرامش بخود ندید .
(( لیلا )) 14 سال داشت که نیروهای روسیه خاک افغانستان را ترک کردند و حال خود افغان ها با هم درگیرند . در همین روزهای رعب و وحشت روابط ((لیلا )) و (( طارق )) شکل دیگری گرفت
نویسنده با حوصله رابطه و دغدغه ها را شرح می دهد .
آتش جنگ میان نیروهای شاه مسعود و حکمتیار هر لحظه شعله ور تر می شد و مردم دسته دسته رهسپار سرزمینهای امن میشوند . (( طارق )) و خانواده اش هم می روند و چند روز بعد آتش جنگ به سراغ خانواده ی(( لیلا)) می رود و پدر و مادر وی کشته می شوند و نجات بخش(( لیلا )) کسی نیست جز ((رشید)) که او را از زیر آوار بیرون می کشد و به دست ((مریم )) می سپارد و کمی بعد که حال دختر رو به بهبود می رود (( رشید )) خواهانش میشود و برای بدست آوردنش شخصی را اجیر میکند تا به (( لیلا )) بگوید ، طارق مرده است .
لحظه ای که (( رشید )) از (( لیلا )) می خواهد همسرش شود ، دختر بی چون و چرا قبول می کند. زیرا که فرزند ((طارق)) را در بطن خود دارد و نمی خواهد نام حرام زاده بر فرزندش نهند . از اینجاست که این دو زن نا خواسته در برابر هم قرا می گیرند و کم کم کنار هم  قرار می گیرند .
دو زن که متفاوتند ، ولی وجوه اشتراک بسیار دارند .(( لیلا)) هم مانند مادر(( مریم ))
 خارج از روابط مشروع فرزندی در شکم داشت . هر دو از سر ناچاری تن به این ازدواج داده اند .
هر دو زیر بار کتک های ((رشید )) خورد می شوند و هر دو با هم به جایی می رسند که تحمل این همه سرکوب را ندارند و سکوتشان مبدل به فریاد می شود.
جان (( مریم )) به جان (( لیلا )) و فرزندان او بسته می شود و به خاطر هم این دو زن زندگی را تحمل می کنند .
این دو زن به قدری بهم نزدیک می شوند که برای رهایی از دست مرد بد خوی خود،  نقشه ی فرار می کشند و اما اسیر نیروهای نظامی می شوند و دوباره به نزد همسر خود برگردانده می شوند . ((لیلا ))از  این مرد هم بار دار می شود و ((رشید ))به آرزوی فرزند داشتن آنهم فرزند ذکور می رسد و باز افغانستان دچار مصیبتی دیگر می شود . اینبار طالبان افغانستان را زیر و رو می کند .
روزهای این دو زن و تمامی مردم این سرزمین در رعب و وحشت سپری می شود و در یکی از همین روزها ((طارق )) بر می گردد . به دیدار (( لیلا )) می رود و کودک خرد سال ((لیلا )) به (( رشید )) حضور  (( طارق )) را  خبر می دهد .
(( رشید )) تا سر حد مرگ این دو زن را مورد ضرب و شتم قرار می دهد غافل از اینکه اینبار ، پس از این همه سال (( مریم )) تاب نمی آورد و برای دفاع از خود و هوویش ((رشید )) را به قتل می رساند .
به اعتقاد من در  بخش پایانی کتاب ، خواننده با تلفیقی از آرمان گرایی و واقع گرایی مواجه می شود .((مریم)) به خاطر قتل محاکمه و اعدام میشود و(( لیلا)) با معشوق خود که پدر فرزند اول اوست به زندگی دلخواه خود می رسد .
بهر حال این داستان تمامی درونمایه های مهم ادبی و زندگی را داراست .
ولی به دیدگاه من نویسنده در شخصیت پردازی (( مریم )) عمیق تر کار کرده است و فروپاشی های درونی و بیرونی او را بهتر از شخصیت های دیگر بیان کرده است .
از لحاظ رویداد ها و حوادث نیز به اعتقاد من به بهترین شکل بحران جامعه ی افغانستان را روایت کرده است .
از خواندن این کتاب هم اندازه ی کتاب اول خالد حسینی لذت بردم و غرق شدنی که حاصل خواندن این کتاب زیبا بود ، فراموشم نخواهد شد .
به امید برابری و صلح
شراره جمشید     
۳۰ اسفند ۱۳۸۷ 

مجله ی ادبی شمال «هجوم »
http://www.hojum.com/index.php?option=com_content&task=view&id=130&Itemid=60



نظر
نویسنده: محمود موحدان | تاریخ ارسال: دوشنبه 22 تیر 1388 | ساعت ارسال:02:58 ب.ظ | دسته: ادبیات افغانستان ,
لینک این ارسال: /post/1768
این ارسال در - ساعت - ویرایش شد.

Festival.Fws.ir
جستجو (خروج)


آرشیو ماهانه
بهمن 1388 (41)
دی 1388 (63)
آذر 1388 (64)
آبان 1388 (46)
مهر 1388 (93)
شهریور 1388 (109)
مرداد 1388 (87)
تیر 1388 (62)
خرداد 1388 (148)
اردیبهشت 1388 (161)
فروردین 1388 (87)
اسفند 1387 (86)
بهمن 1387 (53)
دی 1387 (51)
آذر 1387 (71)
آبان 1387 (92)
مهر 1387 (34)
شهریور 1387 (16)
مرداد 1387 (3)
تیر 1387 (22)

نویسندگان و ارسال هایشان
محمود موحدان (2282)

آرشیو موضوعی
استبداد ودیكتاتوری (17)
حقوق زنان و كودكان (15)
درباره مطبوعات (33)
روزنامه نگاران ایران (56)
سینما و ادبیات (79)
ادبیات عراق (17)
ادبیات افغانستان (81)
عمومی (14)
معرفی کتاب (137)
معرفی کتاب کودک ونوجوان (142)
معرفی کتاب داستان ورمان (257)
معرفی کتابهای دینی (59)
مقالات ادبی وفرهنگی (15)
نقدکتاب (3)
خواندنیها (60)
گفتگوبانویسندگان (76)
زندگینامه نویسندگان (119)
ادبیات دفاع مقدس (172)
ادبیات عامه (10)
آموزش (21)
معرفی زنان نویسنده (180)
نمایشنامه نویسان ایرانی (61)
تاریخ معاصر (106)
معرفی مترجمان (114)
معرفی سفرنامه ها (69)
تاریخچه كتاب و كتابخانه درایران (4)
شاعران دیار ما (331)
داستان (48)
نقاشان ایرانی (30)
کتاب شناسی (25)

عضویت در خبرنامه

نظرسنجی

آمار وبلاگ

بازدیدهای امروز:
بازدیدهای دیروز:
همه ی بازدید ها:
همه ی ارسال ها:
همه ی نظرات:
ایجاد سند: - ثانیه

بایگانی
نگاهی به کتابِ مشروطه ی ایرانی
معرفی دو كتاب از کلود عداس
كتاب اروپا از دوران ناپلئون/دیوید تامسن
كتاب شناسی انقلاب اسلامی
از ماشین دودی ناصرالدین شاه تا بنز الگانس /خسرو معتضد
دمی با اسد بدیع طبیب آواز خوان وشاعر
«تاج‌های زنانه» مجموعه‌‌ای سه جلدی است دربارۀ زنان با نفوذ عصر پهلوی
خسرو معتضد عاشق تاریخ
مه ناز یوسفی شاعر ومترجم
«اره برقی خاموش است» رمان جدید حسن بهرامی
مجلهٔ کاوه، به مدیریت سید حسن تقی زاده
تهران مخوف رمانی از مرتضی مشفق کاظمی
کیمیای سعادت» به‌روایت «محبوبه میرقدیری»
تهران مخوف اثر مشفق کاظمی
سفرنامه حج ( 1310 ق ) حاجی سلیم خان تکابی

لینکستان
قالب های حرفه ای برای وبلاگ
گنجینه ادب پارسی
آکادمی فانتزی
جیره كتاب
کرم کتاب
آرش نور آقایی
توپ مرواری
سل تی تی
سه نقطه
اهنگ.عکس.مقاله.کتاب.و
رماندوست
دانلود رایگان كتابهای كامپیوتری
آذرمهر - ضحی
پارس بوک
چراغ های رابطه
دانلود کتاب های کمیاب
داستان های کوتاه
گروه فرهنگی هنری بی تا
یادداشتهای کتابدار کتابخانه جنگ
انجمن دوستداران فهیمه رحیمی
جزیره دانش
ادب آباد
کتاب شعر
پاگرد
آسمانه (رضا آشفته)
از هر دری سخنی...
تازه های ادبی
قصه های من و کتابام
از رویاهای كودكی ام ...
ایران سرود (منصور یاقوتی)
باشگاه کتاب
كتاب بیست - طراح قالب: محمد ماهی دشتی