http://upload.iranblog.com/2/1204407468.gif
كتاب بیست «   
لینکدونی
کتابشناسی زن و دفاع مقدس (- کلیک) معرفی 20 کتاب درباره فلسطین (- کلیک) كتاب شناسی مساجد (- کلیک) فهرست كتابهایی كه قبل از مرگ باید خواند (- کلیک) کتابشناسى صحیفه سجادیه (- کلیک) كتابشناسی باغ ایرانی (- کلیک) كتاب شناسی ومقاله شناسی امام رضا(ع) -- قسمت دوم (- کلیک) كتاب شناسی ومقاله شناسی امام رضا(ع) -- قسمت اول (- کلیک) مطالبی پیرامون سفرنامه نویسی (- کلیک) كتاب شناسی(138) سفرنامه - قسمت دوم (- کلیک)
آرشیو لینک ها

شش شعر از سهیلا میرزایی

1
آ آهی بود که مادرم کشید
من آغاز شدم با یک نقطه
در اول خط
همین که پاهایم را شناختم
به راه افتادم
گستاخ شدم
به دهان­های گشاد بی­محلی کردم
بوی نفتالین لایِ کفنِ مادربزرگم را می­دادند
به هر نوع قاف از نوع قانون، قاضی، قفل و قرارداد بدنم کهیر می­زند
پس به ران­هایم اجازه­ی زندگی دادم
از مرز تن به خود رسیدم
تا  آخرخط  از هیچ کس جز خودم اطاعت نخواهم کرد
حتی شک کنم که شوک شده­ام
اِی به وسط خط برسی خاطرت سُر خواهد خورد
اگر خود را از میان خطوط خوب تشخیص ندهی
 سرت را بالا بگیر کمرت راست
حالا روی سطور ایستاده­ای   باله برقص
بال بزن بال بزن
ب بزرگ است باید بزرگ شوم
گوش به کرم­های کامپیوتر هم نمی­دهم
حتی اگر گاوها نیز جانشین کرم­ها شده باشند
اگر خارج از حوصله­ی پاها رفته باشم
و مغزم فرمان آخر را صادر کرده باشد
کنارهمین جوی بی سروصدا پهن زمین خواهم شد
حالا بگذار روزنامه­ها نام تو را ریز یا درشت
در هر ستونی که می­خواهند جار بزنند
چه فرقی دارد!!!

2
تردید نکن
ایمان تکه تکه در دهانِ سنگی
آش و لاش افتاده است
واژه­ها لیز خورده­اند در گلویم
عُق­ام گرفته
تا محل کارم  بازنگری شده­ام
در صندوق پست نیز
کش داده­ام خودم را تا عریانی
می­خواهم لختِ مادرزاد بنشینم
لخت فکر کنم
لخت بخوابم
با پستان­هایم خلوت کنم
دلم برای عشق­های قدیمی تنگ شود
کشف شوم بارِ دیگر
شرابی از خونِِ خودم هورت بکشم
رنگش با رنگِ پریده­ترم آغشته
مست­تر که شدم
تا واقعه­ی تولدم سفر کرده باشم
به مستی مادرم احترام گذاشته باشم
کش بدهم خودم را در یک خطِ صاف
و باز بازنگری شوم
باز با خیام بگردم    از پناهِ رخوت بیرون بیایم
مست و مست و مست­تر شوم
بی­خود به جهتِ فلش هجوم نمی­برم
ریشه­ام در فاصله­هاست
می­خواهم که لکه­های حضورم را از پیاده­روها جمع کنم
جمع شوم در جنونِ تن­ام
روی زمینِ لخت دراز بکشم
معشوق­ام عرق بریزد
واژه­ها گُر و گُر روی تنم
کشفم کنند
خود را تا نطفه­ام کش بدهم
در آن بخزم      خود را بزایم
این­بار چاهار نعل
که موسیقی درتمامِ طول تنم کش بیاید
قفل دهانم شکسته شده باشد
به مناسبتِ خودم
جفنگیات را منفجر کنم
به فُرم فلسفه درآیم
قدر نقطه را بدانم!
3
هی تو     شبیه­تر به یک علامت سوال
میانِ اسبابِ اتاقم له له می­زنی
بالا و پایین رفته­ای       بالا و پایین­ات برده­ام
در گِره­های کور همزاد شده­ایم
قطعاتم قطعه قطعه در دستانِ تو بی­تاب­اند
سنگین تر از صلیب      بر دوشِ مسیح­ام
بی تابِ کلمه راه رفته­ام           
تا دور گُم شده­ام           تا یک نقطه در پایانِ راه
از جمله­ها که گذشته باشم         
          کلماتِ کج و مُعوج
بر آب شده­ای    با آب رفته­ای
چه لکنتی به راه می­اندازی      
هی تو شبیه­تر به من
چشمانم پرخواب­تر از بی­خوابی تو
                  میان قبیله­ی جذامی­ها
در پسِ سر تو سو سو زده­اند
4
دیوار  
میچکا بخوان
بخوان که مرگ قانون است
بخوان که از یاد نرویم!  
دیوار
در عقیم ترین زمستانِ شهر باردار شدم با ویاری از دیوار و حروف. حرف می خوردم دیوار می شدم دیوار می شدم شعرم تَرَک بر می داشت. عشق بازی ام با دیوارِ همسایه! چشم های دیوارکوب سرگردان بودند و عاشقم. دردم از پشت به دهانم می زد. در ویارم حرف بالا می آوردم ...
شعرم گریه کرد!
شعری دراز شده بر کف
پرت در هوا     میخکوب بر زمین
حروف سایه می اندازند بر شهر
شبگردها
 با منند دور از من     با منند دور از من     با منند
عکس ها گردشی سیار بر دیوار
حرف می زنند حرف می شوند     اندکی شاید شعر
جا برای شعر تنگ آمده است
دیوارهای شهر را هُل بدهید هُل بدهید هول شده ام
ضربه ها بر سرم     عشق شده ام
میهمان هایی عزیز پشت در
حروف        سیال در فضا
عشق بازی ام می کنند شعله ورم از آتشِ زمستان
کودکی در شکم دارم
ویارم دیوار     سرم سنگین     آسمانم شعر
شکمم را بسابید  کجم کنید به دیوار  بگردانیدم دور شهر
بچرخانیدم  بکوبیدم
شعرم شاید گریه کند پرشور!
سهیلا میرزایی دورن. 1999
از مجموعه شعر: میچکا غیرقانونی می خواند
 5
 آسمانی نمانده که بلعیده باشم
پنجره ای که تاریک شود آسمانش
موش کور
میان حلقه ی چشمانت چالش کند چانه
حلقه ای که تنگ ام بپیچد                                          
                           خفه       
پنجه ات پنهان ام کرده باشد
توی رختخواب     رو به دیوار
غصه ای  با قرص قصه اش کرده باشد
چروک اش روی سن ام بالا بیاید
چهار نعل روی تمام فصول کش آمده باشد قوس
فنجان قهوه ای که بازم  کند
پنجره
یا پاک  کند اثر پنجه ها یش
روی صورتی مایل به پوست
اخطاری که زبان سرخ
آزار ش داده باشد
موش کور دورتا دورش کف زده باشد
 هی هی هلهله هی هی هلهله
باز ی را از روی دست من بردی
خراب می شود روی سلول هایم
چشم ها چاله
آسمان مچاله
کلن. 11.05.2009
6
زنی شبیه ذوزنقه ام
     تکثیر و هی تکثیر می شوم
گوشه ایم     در پنهان کاری های تو پناه می گیرد
گوشه ی دیگر            از لاس شبانه باز می گردد
گوشه ای هم گوشه گیری می کند
           هی می خواهد بگوید بیهوده ام بیهوده ای
گوشه ی دیگرم قاه قاه می خندد
                            و می گوید: بی خیالِ همه
گوشه ی دیگر کمی آنطرف تر
راست ایستاده است و هی می گوید:
                              دیر است زود باش
و من هول هول می بلعم
همه چیز را می بلعم
گوشه هایم که سخت شبیهِ من هستند
همیشه هم گوشه های ذوزنقه نیستند
گاهی به مربع می مانم
                  و در آن چهارتاق خفه می شوم
گوشه هایم که به جانِ هم می افتند
قی می کنم
          و برای ناتوانی ام دلم می لرزد!


 كتاب شعر
 http://www.ketabeshear.com/march07/soheilamirzaie.htm
http://soheilamirzaei.persianblog.ir/tag/%D8%B4%D8%B9%D8%B1



نظر
نویسنده: محمود موحدان | تاریخ ارسال: چهارشنبه 27 خرداد 1388 | ساعت ارسال:02:55 ب.ظ | دسته: شاعران دیار ما ,
لینک این ارسال: /post/1719
این ارسال در - ساعت - ویرایش شد.

Festival.Fws.ir
جستجو (خروج)


آرشیو ماهانه
اسفند 1388 (74)
بهمن 1388 (44)
دی 1388 (63)
آذر 1388 (64)
آبان 1388 (46)
مهر 1388 (93)
شهریور 1388 (109)
مرداد 1388 (87)
تیر 1388 (62)
خرداد 1388 (148)
اردیبهشت 1388 (161)
فروردین 1388 (87)
اسفند 1387 (86)
بهمن 1387 (53)
دی 1387 (51)
آذر 1387 (71)
آبان 1387 (92)
مهر 1387 (34)
شهریور 1387 (16)
مرداد 1387 (3)

نویسندگان و ارسال هایشان
محمود موحدان (2359)

آرشیو موضوعی
استبداد ودیكتاتوری (17)
حقوق زنان و كودكان (15)
درباره مطبوعات (38)
روزنامه نگاران ایران (57)
سینما و ادبیات (100)
ادبیات عراق (17)
ادبیات افغانستان (81)
عمومی (14)
معرفی کتاب (148)
معرفی کتاب کودک ونوجوان (146)
معرفی کتاب داستان ورمان (262)
معرفی کتابهای دینی (61)
مقالات ادبی وفرهنگی (16)
نقدکتاب (3)
خواندنیها (64)
گفتگوبانویسندگان (78)
زندگینامه نویسندگان (123)
ادبیات دفاع مقدس (175)
ادبیات عامه (10)
آموزش (21)
معرفی زنان نویسنده (181)
نمایشنامه نویسان ایرانی (61)
تاریخ معاصر (116)
معرفی مترجمان (115)
معرفی سفرنامه ها (70)
تاریخچه كتاب و كتابخانه درایران (4)
شاعران دیار ما (334)
داستان (48)
نقاشان ایرانی (32)
کتاب شناسی (27)

عضویت در خبرنامه

نظرسنجی

آمار وبلاگ

بازدیدهای امروز:
بازدیدهای دیروز:
همه ی بازدید ها:
همه ی ارسال ها:
همه ی نظرات:
ایجاد سند: - ثانیه

بایگانی
جعفر خان از فرنگ برگشته
نگاهی به فیلم دایره مینا
جملاتی از دکتر علی شریعتی
درگذشت چهره‌های ادبی در سال 88
شب قوزی گارگردان فرخ غفاری
خط قرمز نویسنده و كارگردان : مسعود كیمیایی
زندگینامه فریدون رهنما شاعر و سینماگر ایرانی
فیلمسازان ایرانی و اقتباس از متون کهن فارسی
شب قوزی / كارگردان : فرخ غفاری
ابراهیم یونسی از پس 80 و اندی ز عمر
پیشگامان سینمای ایران
چهار فصل از حضور زنان در سینمای ایران
بررسی‌ وضع‌ حضور زن‌ در سینمای‌ ایران‌ از ابتدا تا امروز
گفت‌وگوی روزنامه فرهنگ آشتی با شیرکو بی‌کس ، شاعر کُرد
شهادت - نوشته دکتر علی شریعتی مزینانی

لینکستان
قالب های حرفه ای برای وبلاگ
منابع کتابهای الکترونیکی
داستان های خیلی كوتاه
كتاب شناسی
گنجینه ادب پارسی
آکادمی فانتزی
جیره كتاب
کرم کتاب
آرش نور آقایی
توپ مرواری
سل تی تی
سه نقطه
اهنگ.عکس.مقاله.کتاب.و
رماندوست
دانلود رایگان كتابهای كامپیوتری
آذرمهر - ضحی
پارس بوک
چراغ های رابطه
دانلود کتاب های کمیاب
داستان های کوتاه
گروه فرهنگی هنری بی تا
یادداشتهای کتابدار کتابخانه جنگ
انجمن دوستداران فهیمه رحیمی
جزیره دانش
ادب آباد
کتاب شعر
پاگرد
آسمانه (رضا آشفته)
از هر دری سخنی...
تازه های ادبی
قصه های من و کتابام
كتاب بیست - طراح قالب: محمد ماهی دشتی