آیینه دار
من یزدگرد کشور تنهایی خودم/ یکتا پرست عالم تنهایی خودم
بس که گدای در بدر از شاهی خودم/ آیینه دار عزت و رسوایی خودم
فرهنگ فرنوشت من' تفسیر ظلمت است/ من زنده دار مسند یسنایی خودم
شاهنامه
بنام خداوند جان و خرد/ شاهنامه وطن است
شاهنامه سخن است/ سخن بی مرگی
شاهنامه روح است/ به تن بی مرگی
شاهنامه وطن است/ وطن بی مرگی
آری، آری/ شاهنامه وطن است
وطنی كز من و تو/ نتوانند به شمشیر و به تزویر ربود
شاهنامه خرد است
خردی كه به جهان آموزد/ هنر? از جهل نامردن? را
شاهنامه ادب است
ادبی كز ثمر سبز درخت ا ش/ جاودان بهره بگیریم
شاهنامه نفس است
نفسی كز من و تو گر بربایند بمیریم/بمیریم/ بمیریم
! ایران عزیز من
از با ختر و سغد م ، از وُست ام و از زند م ، رُخّـا ن بدخشا نم ، وُلکا ن دما وندم
من هجرم و من وصلم ، من نسخه نی ام ، اصلم
فرهنگ شرر دارم ، خون رگ و پیوندم/ یک ذره ز خورشیدم
یک غنچه ز امیدم/ یک نوده ز ده بیدم
یک حلقه ز دربندم/ از میهن گلنا رم ، از گلخن گلخا رم
ایران عزیز من! ای جان عزیز من
ای میهن سبز مهر، ای شهرگ نبض شعر
ای دور به جان نزدیک، ای نور دل و دیده
ایران عزیز من! ای جان عزیز من
قانون تو انشا کرد، قانون سعا دت را/ جمشید تو بینا کرد، کاخ فرّ ملت را
تیر نظر آرش، در سینه نها ن دارم/ شهنا مه عالم ساز، از فضل کیان دارم
ما را به دل تنگت، ای یار به هم آور، صد بار تو را میرم، یکبار به هم آور
بر گلشن گلخندت ، بر فرق دما وندت/ گلخار نمی زیبد، گلنار به هم آور
...پیوند نیا کا نی ، پیوند دل و جا نی / ایران عزیز من/ ای جا ن عزیزمن
نظرنویسنده: محمود موحدان | تاریخ ارسال: سه شنبه 11 دی 1386 | ساعت ارسال:03:01 ق.ظ | دسته:
معرفی زنان نویسنده ,
لینک این ارسال: /post/284
این ارسال در - ساعت - ویرایش شد.